سلام

یک بار دیگه مسئولان اماراتی ادعای همیشگی خودشون رو بر مالکیت جزایر سه گانه ایرانی (ابوموسی تنب بزرگ و کوچک) عنوان کردند اما این بار با توصیفات سخیفانه ای که جز تهمت معنای دیگه ای نخواهد داشت.
در ادامه این توصیفات وزیر خارجه امارات در این باره و پاسخی که سایت عصر ایران به این موضوع داده است را می خوانیم...

  شیخ خواب زده !
حسام الدین برومند / سرمقاله کیهان
 
كسی كه به خواب رفته را می توان با نهیب بیدار كرد، اما كسی كه خود را به خواب زده و بیداری را به مصلحت نمی داند، به یقین هشدار نمی پذیرد و پند و اندرز نمی گیرد. باید چشم «خواب زده»ها را از تظاهر به خواب آلودگی پشیمان كرد.

سخنان بی پایه و اساس شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان وزیرخارجه امارات كه روز سه شنبه حاكمیت ایران بر جزایر سه گانه در خلیج فارس را به اشغال مناطق عربی توسط رژیم صهیونیستی تشبیه كرده بود! نشان می دهد كه «شیخ» در بیداری به خواب رفته و با هوشیاری ژاژ می خاید و یاوه می سراید.

البته وزیر خارجه این كشور كوچك عربی چندی پیش نیز در یك كنفرانس خبری با استقبال از اعمال تحریم ها علیه ایران- كه دشمنان از آن طرفی نبسته اند- با تصمیمات ضد ایرانی چند كشور غربی اعلام همراهی كرده بود و دی ماه سال گذشته هم در اظهاراتی چاپلوسانه در دیدار با وزیرخارجه آلمان برنامه صلح آمیز كشورمان را غیرشفاف خوانده بود!

دراین باره طرح نكاتی هرچند مختصر قابل اعتناست:

1- اظهارات جاهلانه و گستاخانه وزیرخارجه امارات درباره عدم مالكیت ایران بر جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و كوچك به قدری سخیف و بدون پشتوانه است كه مقامات اماراتی - و گاه برخی دیگر از كشورهای عربی- فقط هر چند وقت یكبار آن را مطرح می كنند و عاجز از بیان هرگونه دلیل یا ارائه مدركی، از آن عبور می نمایند؛ اما بطور مختصر درباره حاكمیت قطعی و بلامنازع ایران باید گفت؛

الف) انبوه اسناد و نقشه های معتبر تاریخی دلالت دارد بر اینكه جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و كوچك در مالكیت ایران و جزو لاینفك این سرزمین پهناور است. از جمله می توان به نقشه رسمی و البته مشهور و معروف وزارت جنگ بریتانیا به ابعاد 16 متر در سال 1886 در دوران ملكه ویكتوریا اشاره كرد كه توسط وزیر مختار وقت انگلیس به ناصر الدین شاه هدیه داده می شود.

هرچند قصد انگلیسی های زیرك یك هدیه به شاه ایران بوده است اما در این نقشه مالكیت ایران بر جزایر سه گانه آنهم با رنگ مشخصی نشان داده شده است.

ب)موقعیت استراتژیك جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و كوچك باعث گردیده است همواره این جزایر ایرانی مورد طمع استثمارگران و استعمارگران زیاده خواه قرار بگیرد و در دوره هایی به اشغال قدرت های چپاولگر درآید، اما به گواهی تاریخ پس از مدتی از اشغال خارج شده و به جایگاه واقعی خود بازگشته است.

به عنوان نمونه با ورود دولت استعمارگر پرتغال به خلیج فارس این جزایر برای مدتی به اشغال پرتغالی ها درآمد ولی در زمان شاه عباس صفوی جزایر سه گانه بازپس گرفته شد.
همچنین گفتنی است؛ در اوایل قرن بیستم (1903م) تا اواسط نیمه دوم آن (1971م) به مدت 68 سال جزیره ابوموسی به اشغال دولت بریتانیا درآمد اما بالاخره در سال 1971 نیروهای ایرانی موفق به بازپس گیری آن شدند و در آنجا استقرار یافتند و پس از آن به گواهی اسناد و شواهد متقن تاریخی و غیرقابل انكار، ایران هیچ گاه مالكیت خود بر جزایر سه گانه را اعراض-اسقاط حق مالكیت- نكرده است.

ج) مقامات اماراتی بر روی یادداشت تفاهم 1971 لندن مانور می دهند و مدعی هستند براساس این تفاهم نامه «ابوموسی» به امارات منتقل شده است.

این در حالی است كه در یادداشت تفاهم مزبور نه تنها چنین مسئله ای مطرح نشده است بلكه در آن مقرر می شود پس از خروج نیروهای انگلیسی از جزیره ابوموسی، جزیره به كشوری سپرده شود كه سابقاً در تصرف آن بوده است و بدین ترتیب «ابوموسی» به متصرف قانونی آن- ایران- برمی گردد و در تمامی دهه های اخیر در تصرف ایران بوده است كه خود دلیلی بر مالكیت ایران است.

د) جالب اینجاست كه اماراتی ها بخاطر فقد پشتوانه منطقی و حقوقی برای ادعای واهی خود به نامه فرماندار وقت ایرانی بندر لنگه در سال 1882 به شیخ حمید القاسمی حاكم رأس الخیمه به اصطلاح استناد می كنند.

در این نامه فرماندار وقت بندر لنگه خطاب به حاكم رأس الخیمه به تعارف و از باب ادب و به رسم معمول آن روزگار در نگارش نامه، می نویسد؛ ابوموسی از آن شماست و همینطور بندر لنگه؛ (یعنی در خدمت شما هستیم!) و طرفه آنكه شیوخ اماراتی با حذف جمله آخر كه نشان می دهد جمله قبلی فقط یك تعارف بوده است می خواهند از این نامه، سند به اصطلاح حقوقی بسازند و توجیه منطقی بتراشند كه «ابوموسی» برای ماست!

ناگفته پیداست كه این استدلال بچه گانه ثمره ای برای آنها نداشته و مصداق «بذرافكندن در شوره زار» است.

2- اینكه وزیر خارجه امارات در اظهارات سخیف خود رژیم جعلی و كودك كش صهیونیستی را در كنار ایران اسلامی كه به گواه تاریخ در طی سده های اخیر به هیچ كشوری تعدی و تجاوز نكرده است می نشاند بیانگر این نكته قابل تأمل است كه برخی از شیوخ منطقه به طور تاریخی فاقد قوه درك صحیح برای تفكیك دوست از دشمن هستند و تفرقه افكنی در جهان اسلام را باید تنها هنر- یا مأموریت- آنها دانست.

جای شگفتی است به جای اینكه وزیر خارجه امارات نسبت به اشغالگری های رژیم جعلی و نامشروع صهیونیستی واكنش نشان دهد و نسبت به توطئه جدید این رژیم در اخراج شهروندان فلسطینی از كرانه باختری موضع بگیرد به ادعای تكراری و واهی در نفی مالكیت قطعی و تاریخی و مستند ایران بر جزایر سه گانه می پردازد!!

در شرایطی كه مقامات جنایتكار تل آویو با طرح شوم خود درصدد اخراج ساكنان كرانه باختری هستند و در این راستا تاكنون دهها فلسطینی را از كرانه باختری اخراج كرده اند، این مقام اماراتی بحث جزایر سه گانه را پیش می كشد كه بارها ثابت شده است حاكمیت ایران بر این جزایر قطعی و غیر قابل خدشه است. توطئه جدید صهیونیست ها در اخراج شهروندان فلسطینی از كرانه باختری كه زندگی دهها هزار نفر از فلسطینیان را تهدید می كند در حالی است كه اعراب بصورت یكپارچه- و مثلاً در قالب اتحادیه عرب- نسبت به آن واكنش نشان نداده اند و كماكان بر مواضع انفعالی خود ادامه می دهند و خود را پایبند طرح به اصطلاح صلح عربی می دانند، طرحی كه در سال 2002 برای اولین بار از سوی عربستان سعودی- برادر بزرگتر امارات- مطرح شد.

3- همین دست اظهارات و به تبع آن مواضع اشتباه اعراب و درك ناصحیح از شرایط موجود باعث شده است تا اعراب روز به روز ضعیف تر شوند. آنچه توازن را در منطقه حفظ كرده و سبب شده تا دشمن اصلی اعراب- رژیم جعلی صهیونیستی- آنها را نبلعد جمهوری اسلامی ایران و حركت مقاومت بوده است كه آن نیز متكی به ایران و با الهام از انقلاب اسلامی پدید آمده و امروز، عرصه را بر رژیم اشغالگر قدس به شدت تنگ كرده است. وگرنه رژیم صهیونیستی با خوی وحشیانه و افزون طلبانه خود بسیاری از كشورهای عربی را بلعیده بود و آقای شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان معلوم نبود امروز كجا بود؟ وزیر خارجه امارات یا...

4- اگر موفقیت های پیاپی و گسترده جمهوری اسلامی طی چند ماه گذشته در حوزه های مختلف اطلاعاتی (دستگیری عبدالمالك ریگی از سویی و آزادی حشمت الله عطارزاده دیپلمات ربوده شده ایرانی در پاكستان از سوی دیگر)، نظامی (آزمایش انواع و اقسام موشك های دوربرد، به آب انداختن ناوشكن جماران، اختراع سامانه دفاع موشكی مشابه اس300 كه در رژه روز ارتش قدرت های بیگانه را غافلگیر كرد)، دیپلماسی (ناكام گذاشتن آمریكا و همپیمانانش در جلب حمایت كشورها برای اعمال تحریم ها، برگزاری كنفرانس خلع سلاح و عدم اشاعه در تهران)، سیاسی (عبور از فتنه پس از انتخابات 88 و اقتدار روزافزون در تصمیم گیری های منطقه ای و بین المللی) و... باعث شده است تا اعراب و از جمله كشور كوچكی چون امارات- كه دچار مرگ زودرس اقتصادی شده است- با جهل مركب گمان ببرند كه ایران اسلامی خطری برای آنهاست و در راستای پروژه ایران هراسی و همچنین انحراف افكار عمومی از فجایع و جنایات مشمئزكننده رژیم كودك كش صهیونیستی، اینگونه مواضع و اظهارات را سرلوحه خود قرار دهند؛ بی شك اشتباه را با اشتباه ادامه داده اند چرا كه ایران اسلامی نه تنها هیچ گاه كشورهای عربی را تهدید نكرده بلكه بارها و به كرات این اعتقاد خود را اعلام كرده است كه توانمندی های تكنولوژیك و ایدئولوژیك ایران متعلق به جهان اسلام است.

بنابراین اظهارات بی مایه و واهی وزیر خارجه امارات را تنها باید در این چارچوب ارزیابی كرد كه برخی از شیوخ مرتجع منطقه از هوشیاری و بیداری مردم خود به هراس افتاده اند و بیم آن دارند كه این بیداری پرشتاب، اجازه حاكمیت اشرافی و قرون وسطایی آنان بر مردم كشورشان را ندهد. آنها به وضوح می دانند كه اقتدار ایران اسلامی، در حمایت از آرامش مردم منطقه و دفاع از تهاجم صهیونیست ها به كار گرفته می شود. اما، چرا در مقابل این واقعیت بارها به اثبات رسیده خود را به خواب زده اند؟ آیا از ایران مقتدر و اسلامی هراس دارند؟ پاسخ این سؤال، منفی است. آنها هراس دارند، اما نه از اقتدار جمهوری اسلامی ایران، بلكه از نقش بیداركنندگی آن یعنی هراس از بیداری ملت های خویش و مطالبات به یغما رفته آنان.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389    | توسط: سعید    | طبقه بندی: اخبار، سیاسی، عمومی،     | نظرات()